|
|
|
|
|
آخه چه جور٫ دلت اومدتنهام بزاری وبری
آره همش بهونه بود مسأله یار دیگه بود دلت هوای شده بود کارم از کار گذشته بود برو با یارت عزیزم رها کنید تنه منو الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم اما یه قول بهم بده یارت رو تنها نزاری مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم قلبم وسنگیش بکنم عشقت و خاکستر کنم اگه یه روز خاستی بری کسی رو نفرینش کنی بگو مثل من بشه زجر جدایی بکشه |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 18:37 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتـــــی دوری
تنــــهاییم نزدیکــــه قلبــــــم بی تو مـــی ترسه٬تاریکــــه چه لحظه ها که بی تو یکی یکی گذشتند عمرم و بردند اما یک لحظه برنگشتند وقتـــــی دوری تنــــهاییم نزدیکــــه قلبــــــم بی تو مـــی ترسه٬تاریکــــه |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 21:38 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
بی تو تو این شبهای بد ٬گریه ام دیگه در نمیاد
حرف غم انگیزه دلم جز تو کسی رو نمی خواد از چی بگم تا این دله من لحظه ای آروم بگیره دیو سیاه غصه ها توی کدوم شب می میره از چی بگم وقتی دلم از دله تو دور می مونه وقتی قلب پاک تو هیچی از من نمی دونه می خونم بخدا می خونم از چشمهای معصوم تو حرفای تورو می دونم بخدا می دونم اونکه جدا کرده من و از قلب تو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 21:33 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
یه عاشق٬ بی قایق تو دریا
چشماشو٬ می بنده تورویا من عاشق٬ بی قایق تو دریا می میرم چشمامو٬ می بندم و بی رویا می میرم می رم و می میرم و آسوده می شم از عشق ٬می رم و می میرم جشن تولد مرگم و برای تو زیر آب می گیرم یه زیبا٬ نگاهش به دریا یه عاشق٬ بی ساحل تو دریا پرییای دریا من امشب می میرم از عشق یه زیبا٬ من امشب می میرم یه عاشق ٬من عاشق ٬ بی قایق تو دریا چشمامو می بندم٬ بی رویا یه زیبا نگاهش چه آروم به موجا می دوزه یه عاشق٬ بی ساحل چه تنها تو دریا می سوزه
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 16:20 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتی از عشقم حزر کن چه بد کردم که نکردم فکر آزارو خطر کن چه بدکردم که نکردم
یاد منو از سر بدر کن چه بد کردم که نکردم روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم توی آینه دیروز٬کاشکی فردا رو می دیدم با توعشق آمدوقم شدهرچه بود زیرو زبرشد لحظه خالی و خسته من بیهوده تر شد عشق اولین تو بودی با تو عشق و شناختم با تو عشق شناختم با تو من زندگی ساختم ای تو عشق آخرینم رفتی و درد و شناختم از کسی گلایه ای نیست اگه باختم به تو باختم هر کسی پس از تو آمد خلوت منو بهم زد سرنوشت من نبودسرنوشتی که رقم زد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 22:49 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
تا گرمه آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم
تقسیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم کاشکی دلت بهم می گفت نقشه قلب منو داره هرکی زدو رفت و شکست ٬یه روز یه جا کم میاره موندن و سوختن و ساختن همه یادگار عشق انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشق |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 23:35 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم تو آینه دیروز کاشکی فردا رو می دیدم
با توعشق آمدوقم شدهرچه بودزیر و زبرشد لحظه ها خالی و خسته٬زندگی بیهوده ترشد عشق اولین تو بودی با تو من عشق وشناختم ای تو عشق آخرینم رفتی و درد رو شناختم گفتی از عشقم حزر کن چه بد کردم که نکردم یاد منو از سر بدرکن چه بد کردم که نکردم هر کسی پس از تو آمد خلوت منو به هم زد تورو به یادم آورد اگه از عاطفه دم زد سرنوشت من نبود سرنوشتی که رغم زد!
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1384ساعت 23:20 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
اونی که مدعی بود عاشق توست
تورو تو فاصله ها تنها گذاشت بی خبر رفت و تو این ویرانه ها ردپاشو برای چشمات جا نگذاشت آه دلمو سوزوندی آه چرا نموندی دیگه دستامون به هم نمی رسن
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم دی 1384ساعت 23:39 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
هی نشین غصه نخور اونکه رفته دیگه رفته
اگه دوست داشت نمی رفت اونکه رفته دیگه رفته اگه عاشق بود نمی رفت اونکه رفته دیگه رفته بی خیالش مگه چند سا ل تو جونی بی خیالش مگه چند سا ل تو میمونی اینها همشون کار خداست حکمتی داره یاد حرفای قشنگش٬ می دونم مثل یه داغه اون دلت خیلی گرفته٬شده قبلت پاره پاره اون که رفته دیگه رفته دیگه اون بر نمی گرده هیچکس نمی دونه تو دلم چی می گزره اون که رفته دیگه رفته دیگه برگشتن نداره اگه دوست داشت نمی رفت حتی برای یک لحظه
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 20:3 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
من به تو نمی رسم ای همه خوبی من
من نمی تونم برم اما تو هی می گی برو آخه من کجا برم هر جا برم بازم تویی تو و فاصله ٬با هم یکی شدین من و پاهام برای رسیدن به تو جا می مونیم من به تو نمی رسم ای همه خوبی من تو نه دور میشی نه نزدیک به من دوست دارم تنها باشم ٬تنها بودنم رو به باد نمی دم دوست دارم تنها باشم ٬شب تنهاییم رو به آفتاب نمی دم یه گوشه ای کز کنم ٬ گذشتم رو سر کنم دوست دارم لبی به مــــــــی تر کنم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 20:49 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه با دیدن من غم تو تنت جون می گیره
می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره اگه با بودن من باغ تو ویرونه می شه می رم اما می دونم دل بی تو دیونه می شه فکر نکن که بی کسم خدا به دادم می رسه کو به کوه نمی رسه اما آدم به آدم می رسه هرکی می گه دوستت دارم دروغ می گه باور نکن خورشیدی اما از تن سردم خبر نداری مرحمی از چشم سیاهت برای دردم نداری هرکی می گه دوستت دارم دروغ می گه باور نکن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 14:40 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها
خزون پاییز می رسه از راه نمونده برگی رو درختها دیگه بارون نمی باره از چشام دلم ٬ گرفته بخدای آسمونها عشقت از یادم نرفته می خوام اینجا با تو باشم زیر برف و بارون نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون گفتم شاید با ندیدنت از خاطرم دورت کنه دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه گفتم صدا تو نشنوم شاید که از یادم بری دیدم تو گوشام جز صدای تو نیستش صدای دیگری |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 19:45 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
تا گلی بر صورت تو پرپر شد و فرو ریخت شبنمی غم زده از گوشه چشمانم آویخت
دوری بین من وتو دوری ماهی ودریا دوری بین من وتو دوری خواب و تماشا هنوزم چشمای تومثل شبهای پر ستارست هنوزم دیدن تو مثل عمر دوبارست هنوزم وقتی می خندی دلم از شادی می لرزه هنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه اما افسوس که تورو خواستن دیگه دیره ٬دیگه دیره اما افسوس به نخواستن دلم آروم نمی گیره ٬دلم آروم نمی گیره می دونم راستی هات کم بودش دروغات خیلی زیاد می دونم کار دله هرچی به سرم میاد بعد از رفتنت هنوزم اشکه چشام بند نمیاد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 16:48 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
دوباره خزون آمدو نم نم بارون روی صورت میزنه چنگ
بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیونه هستی مست و ملنگ ردوبرق فهمیده انگار زندگی شده غم انگیز دستای کی رو گرفتی زیر بارون توی پاییز میخوای باز مثل قدیما زیر بارون باشی دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه بارون می باره
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 11:11 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
آهای تو که این همه دوری از من
این روزا در حاله عبوری از من آهای تو که فکر می کنی سوزوندی دارو ندار منو ٬ با دوری از من طاقت نداری ببینی٬ می دونم اینقدر دوری از من فکر نکنم بشه با صدتا دریا این همه نفرت و بشوری از من نمی دونم می خوای با من بخندی دل ببری٬ بازم چه جوری از من پشیمونی فایده نداره دیگه چشمات باید بارون بباره دیگه |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 13:3 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
من مثل یک کوچه تنگ و تاریک ٬ بی عبورم
اگه از آنجا نگذری همیشه سوت و کورم ای رهگذر سکوت این کوچه رو بشکن تا سحر بشه شب تنهایی تو با من حالا که این کوچه امیدش ٬ یک عبوره نگو سخت نگو دوره اگه دوری اگه نزدیک اگه تنها اگه تاریک همدمه غربت تو و من ٬ همین کوچه باریکه شب تنهایی کوچه من انتها نداره شب من بدون قدمهای تو صدا نداره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 18:18 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
کنج این اتاق زیر شیروانی ٬ من وخاطرات تو با هم دیگه همخانه ایم
وقتی نیستی منو دل بی دلیل برای گریه به دنبال بهونه ایم توی این اتاق زیر شیروانی حتی یک پنجره باقی نمونده غبارعشق تو ٬روی شعرام و پوشونده برو که این اتاقک کوچیک دل ما ٬ تاریک و تنگه پای تو پای رسیدن پای من رفیق پای مرگه تنهای و من ٬ هیچوقت نرسیدن تو پرواز و رهایی تو از قفس پریدن سهم تو کندن و رفتن سهم من موندن و سوختن!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 0:30 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو به من خندیدی ونمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید٬ سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه ٬ سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام توتکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا ؟ خانه کوچک ما سیب نداشت . زنده یاد حمید مصدق |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 13:14 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی تونم ٬نمی تونم گریه کنم دلمو از غم وغصه رها کنم
آخه تنهام ٬ آخه تنهام روزگار من دیگه به پای اون تباه شده رنگ عشق ما تیره شده سیاه شده دیگه تا آخر عمرم تنها می مونم یه روز میاد که دلت برام داد بزنه لبـــت برام فریـــاد بــزنــــه ولـــــی دیره ٬ ولــــــی دیره بازم روزی میاد ٬ که از چشمات بارون بباره ولــــی دیره ٬ ولــــی دیره |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 20:5 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو همونی که منو مثل مجنون کردی
اما لیلی نبودی منو داغون کردی یاد اون روزای آفتابی طاقت واز من گرفته خاطرات سرنوشت عشقت هنوز از یادم نرفته یه بقل یاس وعقاقی پیشکش چشم سیاهت لحظه های بی کسی مو ٫من به گریه دادم دیگه تو قلب عاشق من هیچ بهونه ای نیست |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 18:43 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
رفتی و نامه نوشتی برای من
که هنوز هستی توی دلواپس من اما من باور نکردم عزیزم می دونم بعد ازاین همیشه تنها می مونم تو نوشتی بر می گردی اما من بسه ازاین همه بازیچه شدن برای تو یه عکسی بیشتر نبودم من از اون سگهات عزیزتر نبودم بازی کردی با دله من مثل اونا من شدم همدم اسباب بازی هات دیگه تا زنده ام عروسک نمی شم برای تو باز یه مترسک نمی شم حالا من تورو شناختم عزیزم عاقبت هستیم و باختم می دونم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 22:0 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
خورجین باد پر شد از گلایه تو این روزای سخت و پر کنایه
خنده رو با غصه نمیشه نوشت کی میدونه چه جوریه سر نوشت بـــــــیـــــــــن مــــــــن وتـــــــــو پـــــــــل بــــی عــــبــــــــوره غــــــــربـــــــت جـــــــاده هـــــــــای ســــــــوت وکـــــــــوره رنگ غریب وساده ی فصل ما پناه امن گریه شد برای آدما |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 23:16 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی خوام رفتن تو باورکنم داغ این سینه رو تازه تر کنم
نمی خوام عکست باز نگاه کنم یا که حتی اسم تو صدا کنم تو به آتیش کشیدی خونه امید مو تو که پرپر کردی گلای سپیدمو اگه حتی یه روز پیشم بیای بگی عاشق منی منو می خوای من می گم برو دیگه دوستت ندارم نمی خوام دست توی دستهات بزارم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 16:20 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
امدی مثل یه رویا تو شبای بی ستارم نرو دیگه ماهه روشن تا ابد بمون کنارم تو شدی دارو ندارم شدی مرهم باسه دردهام تو شدی همه دنیام! امدی مثل یه دریا با صراحت منو از غصه بریدی عمر غم رسید به آخر تو یه ناجی عزیزی که خدا انو به من داد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 0:43 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
همه حرفات دروغ بود اینو توچشمات نخوندم من ساده فکر می کردم قفل قلبت وشکستم
کاش می دونستم نگاهت یه فریب عاشقانست شعر آشنایی ما اشک بغض این ترانست یادت به هم می گفتی دیگه تنهات نمی زارم پای لحضه هات می شینم رو دلت پا نمیزارم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 13:13 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
یاد اون روزای آفتابی٫طاقت از من گرفته
خاطرات سرنوشت عشقت هنوز از یادم نرفته یه بغل یاس و عقاقی پیشکش چشم سیاهت نمی خوام دیگه دست توی دستات بزارم تو همونی که منو مثل مجنون کردی اما لیلی نبودی منو داغون کردی! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 21:47 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
صدای قلبت رو می شناسم از بر می دونم
تورو تو زیر و بم شعرام می خونم تو رو تو ترانه های موج دریا می بینم تو رو با اسب سفیدت توی رویام می بینم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 1:55 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
تو کجایی که نمی رسه به دستات دستم تو کی هستی که من این گونه به تو دل بستم
توٍٍ٫ کدوم جاده بی مسافرو محجوری تو٫ کدوم قله بکرو بی عبورو دوری تو کجایی ٫تو کجای خاطرات خوبی تو کجایی که در این پرده چنین محجوبی تو کجایی ٫ تو کجای ریشه های نوری تو کجایی ٫تو کجایی ٫تو همیشه دوری |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 20:27 توسط امیر
|
|
||
|
|
|
|
|
می دونم که وقت رفتن دله پاکت و شکستم با کلام آخرینم بال پرواز تو بستم می دونم گریه کردی وقتی که از تو بریدم اگه بی توتنها رفتم جز جفا چیزی ندیدم تو که نیستی تا ببینی چه پشیمونم ودل تنگ به دله شیشه ای من غم وغصه میزنه سنگ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 13:17 توسط امیر
|
|
||